خرید بک لینک
تو این حال و هوا و اسفند کرونایی دوباره رو اوردم به وبلاگ نویسی. البته هنوز سرکار میرم ولی عید اسال رو دقیقا تعطیل هستم و خونه م.دیروز امیرعلی د اومده بود مطب. شیش ساله، بسیار مودب، باهوش و با نمک. حین کار میگه بهم خانوم دکتر ممنون که دندونامو درست میکنی! الهی فدات شم چقد با شعوری تو آخه. کاغذ کاربن گذاشتم میگم بجو میگه این چیه میگم آدامسه. میگه میخوام بترکونمش! حین کار به مامانش گفت برام بستنی میخری؟ گفتش اگه خانوم دکتر اجازه بده،آره؛ دو دقیقه بعد به مامانش میگه میشه شما بری بیرون؟ من اینجا را

برچسب: نویسنده: نگین پاکدل تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 13:24

صفحه بندی